تیک تاک...تیک تاک...
و این طتین قدم های اوست که هر لحظه بر پلک خفته ام به بار می نشیند و با طلوع الله اکبر زاییده می شود از مادر خلوص.او در یکی از همین سحرگاه هایی که در دامان چشمانی تبدار از شوق آمدنش لحظه بلوغ صلوات های ره یافته به سوی محمد را نجوا می کنند بر دامان نفس هایمان زاییده میشود.نفس هایی که لبالب از عشق است و عشق و دیگر هیچ
!چرا که عطر ذوالفقار علی را با خود به ارمغان آورده و بوی خاک نجف می دهد.از اذانش سجاده علی به لرزه در می آید و شمیم نگاه او را به سفره سحری بی قراران وصال او انعکاس میدهد.
و در همان لحظه های ملکوتی است که نغمه رمضان به گوش می رسد و تولد دوباره او. . .
فتبارک الله احسن الخالقین که رمضان ماهی را که همچون ماه در قلب همه ساکنان حرم ستر عفاف رخنه کرده به کالبد روح ما تاباند تا متولد شویم ودر ستایش او به سجده شکر خالقش برویم که تنها او می داند وبس از سر این پدیده شور انگیز
!آواز چکاوک وعطر یاسمن امروز رنگی دگر دارد.گویی به شکرانه معبود خود بالیده اند و آنها نیزدر سجده شکر خود حال و هوایی دگر دارند.حال وهوایی که محمد را به صعود آسمان هفتم برد و معراج را به او هدیه کرد.
به راستی که دست هایش بخشنده ترین است در آن هنگامه که ما را به سماط عشق خود می خواند که در آن همه سهمی از بی کران بخشش او دارند.
آری.ودیعه ای الهی از سماط عشق الهی. . .